نظرات محمدصادق کوشکی درمورد مجموعه تلویزیونی «لحظه گرگ و میش»

«محمد صادق کوشکی» پژوهشگر و کارشناس مسائل فرهنگی درون گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری فارس،‌ گفت: درون مورد این مجموعه تلویزیونی از این نظر باید صحبت کرد که توانسته مخاطب جذب کند و به نسبت خیلی از مجموعه تلویزیونی‌های تلویزیونی خوش‌ساخت بوده هست. همچنین ضرباهنگ مجموعه تلویزیونی و قصه آن به صورتی بوده که توانسته مخاطب را به خود جذب کند و به همین خاطر چون کار تاثیرگذاری هم هست با توجه به اینکه مضمون عشق و علاقه و کشش به جنس مخالف درون قسمت‌های مختلف مجموعه تلویزیونی وجود دارد، همین جذابیتی را ایجاد کرده و تاثیرگذاری را درون بر داشته هست.

وی با بیان اینکه نکاتی درمورد این مجموعه تلویزیونی وجود دارد که باید حتما درمورد آن بحث شود، بیان داشت: مخاطب این بحث سازندگان نیستند بلکه مدیران تلویزیون هستند که این مجموعه تلویزیونی زیر نظر آنها تولید و پخش شده هست.

این منتقد درمورد بزرگ‌ترین اشکال این مجموعه تلویزیونی گفت: بزرگترین اشکال این مجموعه تلویزیونی تحریف واقعیت‌های انقلاب و جمهوری اسلامی هست. این مجموعه تلویزیونی سراغ عرصه‌هایی رفته که جزو مقدسات نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شوند و تصویری که از این مقدسات ارائه می‌دهد، تصویری هست واژگون و غیرواقعی.

وی با اشاره به مثال‌هایی از این قبیل نیز بیان داشت: درون این مجموعه تلویزیونی مفهوم شهید و شهادت به طرز هوشیارانه‌ای تحریف شده هست؛ به شکل‌ای که شاید اصلا مخاطب حس نکند و شاید حتی زمانی خانواده شهدا و رزمندگان این مجموعه تلویزیونی را ببینند، متوجه این نکته نشوند، چراکه به طور زیرکانه‌ عمل کرده هست.

 

این منتقد با اشاره به هر کدام از شخصیت‌های مجموعه تلویزیونی «لحظه گرگ و میش» نیز عنوان داشت: نخستین فردی که درون این مجموعه تلویزیونی شهید می‌شود، یک پزشک مسیحی هست و نخستین پسر خانواده وحدت دوست این پزشک مسیحی هست و احسان تحت تاثیر شهادت دوستش به جبهه می‌رود و وی هم شهید می‌شود. اینجا نکته‌ای پیش می‌آید و آن هم این هست که وصیت‌نامه تعدادی از شهدا درون دسترس بوده و بنیاد شهید کار آماری کرده و طی آن عنوان شد که درون وصیت‌نامه بیش از ۹۵ درصد شهدا آمده که انگیزه‌شان از رفتن به جبهه لبیک به فرمان امام خمینی (ره) بوده هست.

وی درون همین زمینه ادامه داد: درصورتیکه ما این حقیقت را درون کنار بیانی که درون این مجموعه تلویزیونی دیده می‌شود بگذاریم، متوجه می‌شویم که این تحریف تاریخ هست. درون این مجموعه تلویزیونی دیدیم که کسی که به عنوان یک ایرانی مسلمان شهید می‌شود، تحت تاثیر شهادت دوست مسیحی‌اش به جبهه می‌رود و جالب هست که این خانواده که یک فرزندشان شهید شده هیچ علقه و نشانه‌ای از انقلابی بودن ندارند و درون همان روزهای اول انقلاب و دهه شصت اثری از شور و شوق انقلابی و حمایت از امام خمینی و شخصیت‌های انقلابی درون آن‌ها نیست!

ارائه تصویر نادرست از شهید

وی با اشاره به اینکه مفهوم شهادت درون این مجموعه تلویزیونی تغییر کرده هست، بیان داشت: درون این مجموعه تلویزیونی نشان می‌دهند که شهید فردی هست که رفتار انقلابی ندارد و دنبال نامزد و ازدواج هست. اصلا و ابدا درون راهپیمایی‌ها شرکت نمی‌کند و هیچ رفتار مذهبی ـ انقلابی از خود نشان نمی‌دهد. این درون حالی هست که قسمت اعظمی از شهدای ما درون وصیت‌نامه‌هایشان گفته‌اند: ما ازبرای اطاعت از حضرت امام به جبهه رفتیم.

کوشکی درون ادامه نیز افزود: آیا تصویر شهادت باید این شکل بازنمایی شود؟ ممکن هست سازندگان این مجموعه تلویزیونی بگویند قصه ما واقعی هست و ما هم می‌پذیریم، ولی سوال اینجا هست که زمانی درون مورد شهید داریم سریالی را درون سیمای جمهوری اسلامی می‌سازیم، آیا باید به یک مورد استثنا ـ به فرض اینکه مورد حقیقی باشد ـ بپردازیم؟ درون حالی که ما باید نمونه غالب را نشان دهیم که جبهه رفتن‌شان را اطاعت از رهبر قلمداد کردند نه اقلیتی که تحت تاثیر شهادت دوست ارمنی‌شان به جبهه رفتند. این همان تحریف جدی تاریخ انقلاب هست.

 

این منتقد ضمن بیان و واکاوی دیگر شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی نیز بیان داشت: درون این مجموعه تلویزیونی می‌بینیم که هادی برادر احسان هم به جبهه می‌رود و انگیزه‌اش را از جبهه رفتن اینطور عنوان می‌کند که درصورتیکه فردا ازدواج کنم و بچه‌دار شوم و فرزندم از من بپرسد که به چه دلیل جبهه نرفتی، جوابی ازبرای وی ندارم! آیا رزمندگان ما صرفاً ازبرای پاسخگویی به نسل پس به جبهه رفتند؟

وی درون ادامه با اشاره به شخصیت یوسف بیان داشت: یوسف درون این مجموعه تلویزیونی یک سرباز اجباری هست که درون حال فرار از جبهه هست که به جبهه می‌رود و می‌ماند. وی هیچ انگیزه‌ای ازبرای رفتن ندارد و درون پی فرار از کشور هست.

این منتقد درون واکاوی شخصیت «حامد» درون این مجموعه تلویزیونی گفت: شخصیت دیگر این مجموعه تلویزیونی، پزشکی به نام حامد هست و درون پی خروج از کشور هست و هیچ چیز را قبول ندارد. به طور تصادفی همراه احسان به جبهه می‌رود و دفعه بعدی می‌رود تا احسان را پیدا کند. درون این مجموعه تلویزیونی چهار نفر به جبهه رفته‌اند ولی هیچکدام از آنها انگیزه الهی و انقلابی ندارند. آیا رزمنده‌های ما اینگونه بودند؟

وی درون همین زمینه عنوان داشت: خانواده وحدت یک شهید، یک رزمنده و یک جانباز دارد. ولی هیچ ارتباطی میان آنها با نظام و انقلاب دیده نمی‌شود و درون این خانواده حتی از امام و انقلاب اسلامی و شهادت و سایر ارزش‌های انقلاب کلامی به میان نمی‌آید. جالب آن‌که این خانواده خانواده‌ای هست که مباحث شرعی را هم جدی نمی‌گیرند.

 

کوشکی ادامه داد: حامد که به جبهه می‌رود و اسیر می‌شود با یک دختر نامحرم رفت و آمد می‌کند. ممکن هست سازنده این مجموعه تلویزیونی بگوید من آزاده‌ای می‌شناسم که درون سال ۶۲ با خواهر شهیدی که نامحرم بوده رفت و آمد می‌کرده هست ولی زمانی ما می‌خواهیم نمایی از یک خانواده شهید نشان دهیم آیا باید اکثریت را نشان دهیم یا یک اقلیت مثلاً ۵ درصدی را؟ ازبرای مثال مکن هست تعداد کمی از سینماگران صرفا درون پی اهانت به شعور مخاطب، پول درآوردن و اهل فساد اخلاقی باشند. آیا کسی حق دارد زمانی می‌خواهد درمورد سینماگران ایرانی کلیپ بسازد، همین تعداد کم را تصویر کند؟ و درصورتیکه احیانا دست به چنین کاری بزند اکثریت هنرمندان ایرانی ناراحت می‌شوند و می‌گویند به چه دلیل آن تعداد اکثریت که هنرمند درستی هستند را نشان نداده هست. الان هم همین هست. آیا خانواده‌های شهدا و رزمندگان ما خانواده‌های بی‌قیدی بودند که اجازه دهند دخترشان با پسر نامحرم خانواده دیگری به گردش برود؟

فعالیت گروهک‌های تروریستی وارونه جلوه داده شده هست

کوشکی درون ادامه با برشمردن چند نکته دیگر که جزو تحریف‌های تاریخ انقلاب اسلامی هست، گفت: چند تحریف جدی درون این مجموعه تلویزیونی وجود دارد. هادی که جانباز این مجموعه تلویزیونی هست با عده‌ای که جزو یک گروهک هستند ارتباط دارد و این افراد تنها دور هم می‌نشینند و کتاب می‌خوانند و موقع بیرون رفتن از خانه با احتیاط وارد می‌شوند و صحبت از دستگیر شدنشان می‌شود و درون آخر هم دستگیر می‌شوند. آن وقت هادی می‌گوید اینها کاری نکردند و تنها کتاب خواندند. به چه دلیل اینها را دستگیر کردید؟

این منتقد درون ادامه ضمن اشاره به فعالیت گروهک‌های آن وقت بیان داشت: آیا گروهک‌های قبل از انقلاب تنها کتاب می‌خواندند؟! آیا اینها تنها به جرم کتاب خواندن دستگیر می‌شدند؟ زمانی یک نوجوان و جوان امروزی می‌بیند اینطور متوجه می‌شود که یک عده جوان بی‌گناه با هم دور یک میز می‌نشستند و کتاب می‌خواندند و پس اینها را دستگیر کرده و به زندان بردند! هادی هم با آنها دوست بوده و ارتباط داشته هست.

وی ادامه داد: ما درون اوایل انقلاب گروه‌های تروریستی داشتیم که اینها مثل مجاهدین خلق بیش از ۱۲ هزار از هموطنان ما را ترور و قتل عام کردند و به خاطر حفظ امنیت مردم، تعدادی از آنها دستگیر و عده‌ای هم به عراق فرار کردند و به صدام پناه بردند. جمهوری اسلامی چنین تروریست‌هایی را دستگیر کرده، درون صورتی که درون این مجموعه تلویزیونی گروه‌های مخالف نظام عده‌ای جوان مظلوم بی‌گناه هستند که دور هم کتاب می‌خوانند و پس هم جمهوری اسلامی آنها را دستگیر می‌کنند!

 

این منتقد درون ادامه بیان داشت: درون این مجموعه تلویزیونی هیچ صحبتی از ترور منافقیت نمی‌شود؛ درون حالی که سال ۶۰ تا ۶۳ درون تهران فضای ناامنی به خاطر ترورهای منافقین ایجاد شده بود و روزی نبود که درون تهران یکی دو نفر از مردم عادی به خاطر جنایت‌های منافقین کشته نشوند. جالب هست که درون این مجموعه تلویزیونی هیچ اشاره‌ای به این نکته‌ها نمی‌شود. کسانی که درون آن وقت درون تهران و شهرهای بزرگ زندگی کردند، اینها را کاملا به خاطر دارند.

تصویر نادرست از نیروهای امنیتی کشور

وی با اشاره به اینکه این مجموعه تلویزیونی تصویر نادرستی از نیروهای امنیتی درون اوایل انقلاب نشان می‌دهد، گفت: درون «لحظه گرگ و میش» می‌بینیم که نیروهای امنیتی درون اوایل انقلاب، افراد قانون‌شکن، بی‌منطق، زورگو و خشنی هستند. ازبرای مثال یوسف یک سرباز فراری هست و معلوم نیست چگونه گلوله خورده هست. مادرش وی را به خانه می‌آورد و فردای همان روز پنج شش آدم ریش‌دار و خشن با لگد وارد خانه می‌شوند و حتی وارد اتاق دختر خانه می‌شوند! ‌آیا واقعا نیروهای امنیتی آن وقت که بچه‌های سپاه و کمیته بودند، آدم‌هایی بودند که بدون رعایت مسائل شرعی و قانونی درون برابر التماس‌های مادر یوسف که مادر شهید هم هست بی‌توجه باشند؟! این چه تصویری از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایجاد می‌کند و این تصویر را چه کسی دوست دارد؟ آیا این همان تصویری نیست که سلطنت‌طلب‌ها و منافقین و ضد انقلاب‌ها از بچه‌های کمیته ارائه می‌دهند؟

کوشکی درون بیان اینکه سازندگان این مجموعه تلویزیونی از اتفاق‌های تاریخی وقت انقلاب بی‌اطلاع بودند، بیان داشت: سازندگان «لحظه گرگ و میش» مواردی را درون این مجموعه تلویزیونی رعایت نکردند که گویی اصلا بویی از تاریخ آن وقت نبرده‌اند و یا حتی تحقیق ساده‌ای درمورد آن وقت انجام نداده‌اند. چطور سازمان صداوسیما اجازه می‌دهد سریالی درمورد تاریخ انقلاب و ایران ساخته شود و هیچ تحقیقی درمورد آن اتفاق نیفتد؟ زمانی که فرد مسیحی به شهادت می‌رسد عده‌ای از سپاه ازبرای تشییع وی می‌آیند که پوشش فرم و کلاهی بر تن دارند که فرم پوشش امروزی سپاه هست و تنها درجه ندارند. جالب اینکه سازندگان مجموعه تلویزیونی نمی‌دانستند که پوشش‌ نیروهای سپاه از سال ۶۹ کلاه داشته و درون این مجموعه تلویزیونی می‌بینیم که درون سال ۶۲ نیروهای سپاه کلاه بر سر دارند.

 

وی ادامه داد: آخرین موج از آزادگان مفقود سال ۶۹ آزاد شدند و تعداد معدودی از رزمنده‌ها دیرتر آزاد شدند و حامد که پزشکی درون این مجموعه تلویزیونی بوده، سال‌ها پس از این وقت و درون سکوت و بدون استقبالی حتی از سمت خانواده خود به وطن بازمی‌گردد. ما چند آزاده داشتیم که به این شکل آزاد شدند؟ بیننده و مخاطبی که الان نوجوان هست و این مجموعه تلویزیونی را نگاه می‌کند پیش خود می‌گوید چقدر جمهوری اسلامی قدرنشناس هست که ازبرای رزمنده کشور خود که این همه سختی‌ها را ازبرای کشورش تحمل کرده هست، یک استقبال باشکوه برگزار نمی‌کند. از همه بدتر اینکه اسیری که پس از سال‌ها اسارت آزاد می‌شود چطور می‌شود که با موهای بلند به کشور برمی‌گردد؟ چیزی که درون واقعیت وجود نداشته هست.

کوشکی درون ادامه نیز عنوان داشت: جالب هست که نامه این اسیر مفقودالاثر سال‌ها پس از اسارتش به دست خانواده‌اش می‌رسد. ما افراد مفقودالاثری داشتیم که نامه نداشتند و رژیم بعث عنوان نمی‌کرد. افرادی بودند که درون سال ۶۷ اسیر شدند و رژیم صدام اسم آنها را عنوان نکرد و سال ۶۹ آزاد شدند. ولی کسی مثل حامد که پزشکی بوده و تصادفی جبهه رفته چه اهمیتی ازبرای آنها داشته که باید سال‌ها پس از آزادگان به کشور برگردد؟ آن هم با اورکت آمریکایی! آزادگان ما با پوشش‌های ارتش عراق آزاد شدند نه با اورکت آمریکایی و سازندگان این مجموعه تلویزیونی زحمت تحقیق کردن نیز به خود نداده‌اند و درون اینجا جمهوری اسلامی به بی‌اعتنایی کامل به یک آزاده محکوم می‌شود!‌

 

وی با بیان اینکه درون این مجموعه تلویزیونی هر جا فردی متدین، انقلابی و طرفدار ارزش‌های دینی نشان داده شده، آدمی منفی و بی‌منطق بوده هست، بیان داشت: اوایل مجموعه تلویزیونی حراست دانشگاه یاسمن را صدا می‌زند و از وی می‌خواهد تا با پسر غریبه درون دانشگاه صحبت نکند. فردی که درون حراست هست آدمی بی‌منطق با ظاهری حزب اللهی و خشن هست که ادب را هم رعایت نمی‌کند و یاسمن آدمی حق به جانب هست که بیننده حق را به وی می‌دهد. درون واقع برداشتی که سازندگان می‌خواهند به بیننده بدهند این هست که افرادی که ازبرای حفظ احکام شریعت درون این کشور تلاش می‌کنند آدم‌های بی‌منطق و خشنی هستند که به جبهه نمی‌مسیر. یاسمن مظلوم هست؛ چون که برادرهایش جبهه رفته‌اند و آدمی که حزب اللهی هست و درون پی رعایت شدن مسائل اخلاقی و اسلامی هست بی‌ادب و بداخلاق هست و درون دانشگاه نشسته و از جای خود تکان نمی‌خورد. به این معنی این مجموعه تلویزیونی تصویری کاملا واژگونه از این قشر اجتماع نشان می‌دهد و می‌گوید رزمنده‌ها کسانی بودند که رعایت مسائل شرعی و اخلاقی و محرم و نامحرم برایشان با اهمیت نبوده و حزب اللهی‌ها آدم‌هایی بودند که درون دانشگاه می‌نشستند و تنها به مردم گیر می‌دادند.

این منتقد درمورد رفتاری که یاسمن حین مواجهه با مشکلات اخلاقی دختر خوانده‌اش سوگند از خود بروز داده نیز گفت: درون سکانسی می‌بینیم که یاسمن به عنوان بزرگتر سوگند به خانه مجردی سوگند درون شهرستان می‌رود تا وی را به تهران بیاورد. صاحب‌خانه به مسیر موجود درون خانه سوگند اعتراض می‌کند و می‌گوید اینجا را عیاشخانه کرده‌اید؛ درون حالی که من اینجا را تحت عنوان خانه دانشجویی اجاره داده بودم. یاسمن به عنوان خواهر شهید و خواهر جانباز برخورد شدیدی می‌کند و از دخترش حمایت می‌کند و طوری با آن آقا که به مسائل خلاف شرع اعتراض کرده صحبت می‌کند که وی را محکوم می‌کند و از رفتار دخترش حمایت می‌کند.  

 

کوشکی درون ادامه گفت: روندی که درون این مجموعه تلویزیونی هست نشان می‌دهد نظام جمهوری اسلامی و انقلاب امری هست که نادیده گرفته شده و شما هیچ نشانه‌ای حتی درون حد تصویری کوتاه از رهبر انقلاب نمی‌بینید و از امام خمینی (ره) هیچ نشانه‌ای نیست. از ارزش‌های دینی و انقلابی هم هیچ اِلمانی نمی‌بینید. هیچ خانم چادری محجبه و دقیقی هعم نمی‌بینید و تنها یک نفر چادری هست که نامزد سابق احسان هست و وی هم خیلی اوقات جلوی نامحرم چادر به سر ندارد. درون حالی که واقعیت اینطور نبود و اکثر خانواده‌های رزمنده و انقلابی کسانی بودند که چادر به جانشان بسته بود و هنگامی که چادر به سر می‌کردند صورتشان معلوم نبوده هست. این افراد کجای مجموعه تلویزیونی هستند؟!

تحریف شخصیت مادر شهیدان

درون «لحظه گرگ و میش» مادر شهید فردی تصویر می‌شود که با پسری جوان تنها درون خانه بگو و بخند می‌کند! ما درون واقعیت چند مادر شهید این شکلی داریم؟ وی به حامد می‌گوید ما با هم هیچ نسبتی نداریم و تو دوست پسرم بودی و آنها با هم آشپزی می‌کنند. درون اینجا صداوسیما به مقدس‌ترین مفهومی که درون تاریخ انقلاب هست، اهانت می‌کند.

این منتقد درون آخر با طرح سوالی از مدیران سازمان صداوسیما گفت: من سوالم این هست که آیا مدیران سازمان صداوسیما متوجه این همه تحریف نشده‌اند؟ این مجموعه تلویزیونی به طور عامدانه می‌خواهد مفهوم حزب‌اللهی، رزمنده، جانباز، مفقودالاثر و آزاده را درون ذهن مخاطب تغییر دهد و این همان تحریف مقدس‌ترین واژه‌ها و اشخاص انقلاب اسلامی هست. اتفاقاً درون این کار، جذاب هم بوده و موفق هم شده هست.

شاید سازندگان این مجموعه تلویزیونی نخواهند انقلابی باشند

وی با بیان اینکه مخاطبم درون این بحث اصلا سازندگان و نویسنده‌های این مجموعه تلویزیونی نیستند، عنوان داشت: شاید سازندگان مجموعه تلویزیونی دوست داشته باشند چنین چیزی را بنویسند و بسازند و من به آنها ایرادی نمی‌گیرم. ایراد اصلی متوجه افرادی هست که درون صداوسیمای جمهوری اسلامی مجوز ساخت چنین مجموعه‌ای را دادند. ما نمی‌توانیم نویسنده و کارگردانی را مجبور کنیم که انقلابی باشد. شاید نخواهد!

کوشکی ادامه داد: شاید آقای اسعدیان و نویسنده این مجموعه تلویزیونی دوست نداشته باشد انقلابی باشد و علاقه‌ای به رهبری نظام و امام خمینی نداشته باشند. اینها آزادند، ولی آیا صداوسیما هم باید خنثی باشد؟ آن فردی که مجوز ساخت این مجموعه تلویزیونی را داده باید توضیح دهد که به چه دلیل بیت المال، صرف چنین کاری شده؟ 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *